» تغییر سبک زندگی با استارت آپ "دکتر بادی"
» سرویس رایگان، فرش قرمز "شهرفرش" برای مشتریان
» لیوان های استارباکس ابزار تزئین درخت کریسمس
» یلدانه های تبلیغاتی
» بهترین کمپین های تعاملی خاورمیانه در سال 2016
» هدفمند ترین برندهای سال 2017
» Peugeot؛ کمپین حس‌های متقاطع
» تونس از زاویه‌ی دید لنزهای دوگانه‌ی Huawei P9
» ARLIAN؛ آبی که بطری اش تشنه تان میکند
» دیوار موسیقی 7UP

» کمپپین شیلا ”بنشان به لبش لبخند” برای حمایت از کودکان کار
» محصولات 2016 هوآوی: میت 8، یک تبلت و یک ساعت هوشمند
» غول‌ها جایزه می‌دهند!
» چالش سال 2016 مارک زاکربرگ: ساخت یک پیش خدمت هوش مصنوعی
» محصولات ضدلک Scotchgard
» نصب CarPlay اپل روی تمام خودروهای شرکت فورد
» 9 فرمان جدید گوگل برای Google Now
» لوازم خانگی Miele
» اختلال در شبکه استیم درست شب آغاز تعطیلات سال نو
» منتشر شد: کتاب “تکنیکهای بازاریابی در بازار ایران”

 

 
معماری برند؛ زیربرندها Sub-brands (قسمت سوم)


ام بی ای نیوز: همان طور که در بخش اول این مقاله گفتیم ارتباط بین برند مادر، برندهای مصرف‌کننده، زیربرندها، محصولات، محصولات جایگزین و کسب‌و‌کارهای به دست آمده در طول زمان در رزومه‌ی یک شرکت را معماری برند تعریف می‌کند.
در بخش اول و دوم این مقاله دو نمونه‌ی مشهور معماری برند را مورد بررسی قرار دادیم؛ خانه‌ی برندسازی‌شده که شرکتی را با محصولات متعدد توصیف می‌کند. این شرکت تحت عنوان یک برند اصلی فعالیت می‌کند و خانه‌ی برندها که شرکتی را با محصولات مختلف نشان می‌دهد و هر کدام از آن‌ها را با نام‌ها و هویت‌های خودشان بازاریابی می‌کند.
امروز می‌خواهیم آن‌چه را که بین دو مدل مذکور وجود دارد بررسی کنیم: زیربرندها.

زیربرندها
معماری زیربرندها به استراتژی خانه‌ی برندسازی‌شده بسیار نزدیک است، زیرا در آن برند اصلی اغلب به عنوان عنصر اصلی فعالیت می‌کند. در برخی موارد، برند اصلی و زیربرندها با هم به عنوان عناصر اصلی در نظر گرفته می‌شوند، اما زیربرند هیچ‌گاه از برند اصلی قوی‌تر نخواهد شد.
این نوع معماری برند اغلب در الگوی نام‌گذاری خود را نشان می‌دهد: برند اصلی عنوان محصول را آغاز و زیربرند آن را دنبال می‌کند. نمونه‌ی خوب این مدل، کانال‌های مختلف شبکه‌ی MTV است. به عنوان مثال MTV Rocks و MTV Dance دو اسم در برند MTV هستند. در این ساختار MTV نقش اصلی را بازی می‌کند و Rocks و Dance تداعیات جدید را می‌سازند و دو مخاطب را با علاقمندی‌های مختلف موسیقی هدف قرار می‌دهند. همچنین Pepsi Max یا Nivea Q10 برندهای مادر قدرتمندی دارند که بازیگران اصلی هستند. موارد دیگری نیز وجود دارد که برند اصلی و زیربرند هر دو نقش اصلی را دارند. در Sony PlayStation، دو برند به یک اندازه قدرتمندند؛ مانند Adidas و Originals در ترکیب Adidas Originals.

این ساختار زمانی مناسب است که سازمان قصد دارد برند اصلی را برای گروه مخاطب جدیدی گسترش دهد؛ مثلا Disney Junior در مقایسه با برند Disney، مخاطب جوان‌تری را هدف قرار داده است. مورد استفاده‌ی دیگر از این معماری، زمانی است که بخواهید برند اصلی را با تداعیات جدیدی غنی‌تر کنید، خواه بخواهید آن را گسترش دهید و خواه آن را جوان‌تر یا برای قشر ثروتمند مناسب کنید. این روش برای زمانی که بودجه‌ی بازاریابی کمی در اختیار دارید و قصد دارید براساس داشته‌های برند اصلی، در مورد برند اطلاع‌رسانی کنید، نیز کاربرد دارد. در نهایت وقتی ریسک اعتبار مرتبط با محصول کم است این روش پیشنهاد می‌شود.

معماری برند؛ زیربرندها Sub-brands (قسمت سوم)

مترجم: نازنين کي نژاد
www.brandstruck.co
چهارشنبه 22 آذر 1396

به اشتراک بگذارید

 
 

 
   
 
 
 
 
 

اخبار مرتبط

  • معماری برند؛ برندهای تاییدشده (قسمت آخر)
  • معماری برند؛ خانه‌ی برندسازی‌شده (قسمت ...
  • معماری برند؛ خانه‌ی برندها (قسمت دوم)
  • داستان برندهایی که جایگاه جدیدی برای خود ...
  • چرا اغلب تلاش های خلق برند با شکست مواجه م ...
  • پنجمین کنفرانس برند برگزار شد
  • تبلیغات محصول‌محور یا برندمحور؟
  • داستان برندهایی که جایگاه جدیدی برای خود ...
  • 3 اصلی که "برند"ها برای "تبلیغات" به آن نی ...
  • برند شخصی چیست و چرا شما به آن نیاز دارید؟
  •  
     

     

     
     
    ارسال نظر